تنهائی
انگار سالهاست که من مرده ام
این شب ها ببین اندام تنهاییم را و حالا لحظه های من گرفتار سکوتی سردو غمگینند وچشمانم..که تا دیروز به عشقت می درخشیدند نمی دانی چه غمگینند. نمی دانم چه خواهد شد! پر از دلشوره ام بی تاب و دلگیرم.. کجا ماندی؟!
چشم های من خسته است
گاهی اشک ، گاهی انتظار
این سهم چشم های من است...
که در لحظه های خاکستری
در انتظار طلوع خورشید است
لحظه های انتظار شکسته می شود
و بغض تنهایی من
مغلوب وجود تو می شود
چشم های من خسته است
گاهی اشک ، گاهی انتظار
این سهم تنهائی من است
| Design By : Night Skin |






